نقش قوای سه‌گانه در تحقق قاعده فقهی احترام در قانون کار: ارزیابی نهادی و سیاستی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته فقه و حقوق‌، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 دانشیار، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران.

10.22081/ijp.2026.74355.1114

چکیده

قاعده احترام، به‌عنوان یکی از اصول بنیادین فقهی و حقوقی، در نظام حقوق کار ایران جایگاهی محوری دارد و مبنای تنظیم روابط میان کارگر و کارفرما به‌شمار می‌رود. مسئله اصلی این پژوهش آن است که تا چه اندازه این قاعده توانسته است در ساختارهای تقنینی، اجرایی و قضایی نهادینه شود و چه نقاط قوت، ضعف و ظرفیت‌های اصلاحی در این مسیر وجود دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که قوه مقننه با رویکرد تبدیل مبانی فقهی به قواعد الزام‌آور، چارچوبی قانونی برای صیانت از حقوق کارگر و کارفرما فراهم آورده است؛ قوه مجریه با تدوین آیین‌نامه‌ها، مقررات اجرایی و اعمال نظارت نهادی، این قواعد را به عرصه‌ عمل وارد کرده است؛ و قوه قضاییه با تشکیل مراجع تخصصی حل اختلاف، اعمال ضمانت‌های اجرایی و کیفری و نظارت عالی دیوان عدالت اداری، پشتوانه‌ قضایی لازم برای تحقق این قاعده را فراهم ساخته است. بدین‌سان، قاعده احترام در نظام حقوق کار ایران نه تنها یک اصل نظری، بلکه چارچوبی عملی و الزام‌آور است که در تمامی سطوح تقنین، اجرا و دادرسی جریان دارد.
با وجود این دستاوردها، نظام حقوق کار ایران در سطح عملی با چالش‌هایی جدی روبه‌روست؛ ازجمله تعارض‌های قانونی میان قانون کار و سایر قوانین، ضعف ضمانت‌های اجرایی، اطاله‌ دادرسی و کمبود نظارت نهادی. این چالش‌ها موجب می‌شوند فاصله‌ای میان «نص قانون» و «واقعیت اجتماعی» ایجاد شود و تحقق کامل کرامت انسانی و عدالت اجتماعی در روابط کاری با مانع مواجه شود. نتیجه کلی پژوهش آن است که قاعده احترام از ظرفیت نقش‌آفرینی محوری، در حل این چالش‌ها برخوردار است. تقویت ضمانت‌های اجرایی، ارتقای نظارت نهادی، اصلاح تعارض‌های قانونی و کاهش اطاله‌ دادرسی، ظرفیت‌های قاعده احترام در از بین بردن این چالش‌ها هستند که می‌توانند کارآمدی نظام حقوق کار را افزایش دهند و نقش قاعده احترام را در سطح نهادی و سیاستی به‌طور کامل محقق سازند. روش تحقیق در این مقاله مبتنی بر تحلیل اسنادی و حقوقی است؛ بدین معنا که مواد قانون کار، آیین‌نامه‌های اجرایی و مقررات دادرسی کار در پرتو مبانی فقهی قاعده احترام مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته‌اند.
 
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Role of the Three Branches of Government in Realizing the Jurisprudential Rule of Respect in Labor Law: An Institutional and Political Evaluation

نویسندگان [English]

  • Abolfazl Nourian 1
  • sayfallah sarrami 2
1 . PhD Student in Fiqh and Law, University of Mazandaran, Babolsar, Iran
2 Associate Professor, Islamic Sciences and Culture Academy (ISCA), Qom, Iran.
چکیده [English]

The Rule of Respect (Qa’idat al-Ihtiram), as one of the fundamental jurisprudential and legal principles, holds a central position in the Iranian labor law system and serves as the basis for regulating relations between workers and employers. The primary problem of this research is to examine the extent to which this rule has been institutionalized within legislative, executive, and judicial structures, and to identify the strengths, weaknesses, and reformative capacities in this path. The research findings indicate that the Legislative Branch, by transforming jurisprudential foundations into binding rules, has provided a legal framework for protecting the rights of workers and employers. The Executive Branch has brought these rules into the practical sphere through the drafting of bylaws, executive regulations, and institutional supervision. Furthermore, the Judicial Branch has provided the necessary judicial support for the realization of this rule by establishing specialized dispute resolution bodies, applying executive and criminal guarantees, and through the supreme oversight of the Court of Administrative Justice. Thus, the Rule of Respect in Iran's labor law system is not merely a theoretical principle but a practical and binding framework operating at all levels of legislation, execution, and adjudication.
Despite these achievements, the Iranian labor law system faces serious practical challenges, including legal conflicts between the Labor Law and other statutes, weak enforcement mechanisms, prolonged litigation, and a lack of institutional oversight. These challenges create a gap between the "letter of the law" and "social reality," hindering the full realization of human dignity and social justice in labor relations. The overall conclusion of the research is that the Rule of Respect possesses a central role in resolving these challenges. Strengthening enforcement guarantees, promoting institutional supervision, resolving legal conflicts, and reducing litigation delays are the capacities of the Rule of Respect that can enhance the efficiency of the labor law system and fully realize its role at institutional and policy levels. The research methodology is based on documentary and legal analysis, wherein the articles of the Labor Law, executive bylaws, and labor procedure regulations are examined in light of the jurisprudential foundations of the Rule of Respect.
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Jurisprudential Rule of Respect
  • Labor Law
  • Legislative Branch
  • Executive Branch
  • Judicial Branch
  • Worker and Employer
* قرآن کریم
ابن ادریس، محمد بن احمد. (1410ق). السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (چاپ دوم). قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.
انصاری، مرتضی. (1410ق). المکاسب (محقق: سیدمحمد کلانتر). قم: موسسه مطبوعاتی دارالکتاب
بجنوردی، حسن. (1419ق). القواعد الفقهیه (تدوین: مهدی مهریزی و محمدحسن درایتی، چاپ دوم). قم: نشر الهادی.
بهرامی‌راد، ابوالفضل. (1394). بررسی ادله فقهی قرارداد کار در قانون کار و آثار حقوقی آن، پایان‌نامه کارشناسی ارشد. قم: دانشگاه اصول‌الدین.
حر عاملی، محمد بن حسن بن علی. (1414ق). وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه. بیروت: آل‌البیت.
حلی، حسن بن یوسف بن مطهر. (1413ق). قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام. قم: نشر اسلامی.
خمینی، سیدروح‌الله. (1421ق). تحریر الوسیله. قم: نشر دارالعلم.
خمینی، سیدروح‌الله. (1418ق). کتاب البیع. قم: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی&.
سلامی‌زاده، فاطمه. (1393). قاعده احترام مال در فقه امامیه و حقوق مدنی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، قزوین، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی&.
عباسی، بیژن. (1403). حقوق اداری (چاپ هشتم). تهران: نشر دادگستر.
عراقی، عزت‌الله. (1382). حقوق کار. تهران: نشر دانشگاه شهید بهشتی.
فاضل لنکرانی، محمد. (1387). تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله (کتاب الغصب و احیاء الموات و المشترکات و اللقطه). قم: مرکز فقهی ائمه اطهار^.
فخرالمحققین، محمد بن حسن بن یوسف. (1387ق). ایضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد. قم: نشر اسماعیلیان.
قانون کار جمهوری اسلامی ایران. (1367). مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام.
قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران. (1307-1314). با اصلاحیات بعدی، مصوبه مجلس شورای اسلامی.
محقق‌داماد، مصطفی. (1406ق). قواعد فقه. تهران: مرکز نشر اسلامی.
موسوی‌خوئی، سیدابوالقاسم. (1417ق). مصباح الفقاهه فی المعاملات (مقرر: محمدعلی توحیدی، چاپ چهارم). قم: موسسه انصاریان.
مهدی‌زاد، مالک. (1395). حقوق کارگر در قانون کار ایران در مقایسه با فقه امامیه، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، ارومیه، دانشگاه آذربایجان غربی.
هاشمی، سیدمحمد. (1403). حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران (حاکمیت و نهادهای سیاسی) (چاپ سی‌وچهارم). تهران: نشر میزان.