سلاح هسته‌ای‌، از حرمت اولی تا وجوب ثانوی بر پایۀ مصلحت حفظ نظام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

سطح چهار حوزه علمیه، دکترای فقه از جامعة المصطفی، قم، ایران.

10.22081/ijp.2026.75070.1127

چکیده

شریعت اسلام مجموعه‌ای از احکام مبتنی بر مصالح واقعی است که در سطوح اولی و ثانوی و حکومتی طبقه‌بندی می‌شود. مفهوم دفاع در فقه، افزون بر مقاومت در برابر هجوم بالفعل، شامل «بازدارندگی» نیز می‌شود که آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ... تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» مستند اصلی آن است. ساخت و استفاده از سلاح هسته‌ای به‌عنوان سلاح کشتارجمعی، به حکم اولی و با استناد به ادله‌ حرمت قتل نفس محترمه حرام است. با این حال، در فضای بی‌التزامی قدرت‌های جهانی به قوانین انسانیت و تهدید موجودیت نظام اسلامی، عنوان ثانوی «حفظ نظام» که از اوجب واجبات است، می‌تواند مبنای فتوای حکومتی ولی‌فقیه به وجوب ساخت و نگهداری سلاح هسته‌ای با هدف بازدارندگی قرار گیرد.
این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای فقه شیعه، ضمن تبیین مفاهیم شریعت، حکم شرعی، مصلحت و اقسام آن، به بررسی ادله‌ حرمت و جواز سلاح هسته‌ای پرداخته و نتیجه می‌گیرد که «دفاع در معنای بازدارندگی» در عصر غیبت و تحت نظر ولایت فقیه‌، می‌تواند از عناوین ثانویه‌ جهت ساخت سلاح هسته‌ای برای صیانت از کیان اسلامی باشد. بدیهی است حفظ اصل نظام اسلامی که بقای آن متضمن حفظ جان‌های بیشماری از مسلمانان و نیز حریم امنیت سرزمین‌های اسلامی است، بر حرمت استفاده از سلاح هسته‌ای در حالت عادی مقدم خواهد بود. اما تأکید می‌گردد که این جواز یا وجوب، ناظر به مرحله «ساخت و نگهداری برای بازدارندگی» است، نه مرحله «کاربرد تهاجمی یا نخستین». بدین سان، فتوای حکومتی ولی‌فقیه، تنها در محدوده دفع تهدید وجودی و در چارچوب اضطرار مشروع قابل تصویر است. از سوی دیگر، چنین حکمی هرگز به معنای تجویز تکثیر نامحدود یا خروج از پیمان‌های بین‌المللی غیرظالمانه نیست؛ بلکه زیر نظر فقیه جامع‌الشرایط، باید کمترین سطح بازدارندگی ممکن با رعایت اصل تناسب و عدم اسراف تأمین گردد. افزون بر این، فقیه می‌تواند با رصد تغییر شرایط، هرگاه تهدید جدی مرتفع شد، حکم به بازگشت به حرمت اولیه و انهدام ابزارهای بازدارنده دهد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Nuclear Weapons: From Primary Prohibition to Secondary Obligation Based on the Expediency of Preserving the Islamic State

نویسنده [English]

  • Seyed AhmadRazi Akhlaqhi
Level Four, Qom Seminary; Ph.D. in Islamic Jurisprudence, Al-Mustafa International University
چکیده [English]

Islamic Sharia is a system of rulings based on objective interests and benefits, which can be categorized into primary, secondary, and governmental rulings. In Islamic jurisprudence, the concept of defense extends beyond resistance against an actual attack and also encompasses deterrence, for which the Qur'anic verse, “And prepare against them whatever you are able of power … by which you may terrify the enemy of Allah and your enemy” (Qur'an 8:60), constitutes a principal textual basis. The development and use of nuclear weapons as weapons of mass destruction are prohibited under the primary ruling, based on the evidence establishing the prohibition of killing protected human life. Nevertheless, in circumstances in which global powers fail to abide by the laws of humanity and the existence of the Islamic state is threatened, the secondary principle of “preservation of the Islamic state”—regarded as one of the most obligatory duties—may provide the basis for a governmental ruling by the wali al-faqih (Islamic jurist with political authority) requiring the development and possession of nuclear weapons for the purpose of deterrence. Using a descriptive-analytical method and relying on Shi'a jurisprudential sources, this study first clarifies the concepts of Sharia, legal-religious ruling, expediency, and its various categories, and then examines the evidence concerning the prohibition and permissibility of nuclear weapons. It concludes that “defense in the sense of deterrence,” during the occultation of the Imam and under the authority of wilayat al-faqih, may constitute a secondary legal basis for developing nuclear weapons in order to safeguard the Islamic polity. Preserving the Islamic state, whose survival entails protecting the lives of numerous Muslims as well as the security and territorial integrity of Islamic lands, would therefore take precedence over the ordinary prohibition on the use of nuclear weapons. However, the study emphasizes that such permissibility or obligation concerns the stage of “development and possession for deterrence,” rather than offensive or first-use deployment. Accordingly, a governmental ruling by the wali al-faqih can be conceived only within the scope of preventing an existential threat and under conditions of legitimate necessity. At the same time, such a ruling would by no means imply unrestricted proliferation or withdrawal from non-unjust international treaties. Rather, under the supervision of a qualified jurist, the minimum level of deterrence necessary should be maintained, while observing the principles of proportionality and avoidance of waste and excess. Furthermore, the jurist may reassess the circumstances and, once a serious threat has been eliminated, issue a ruling restoring the original prohibition and requiring the dismantlement of deterrent capabilities.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sharia
  • Secondary Ruling
  • Expediency
  • Deterrent Defense
  • Nuclear Weapons
  • Preservation of the Islamic State
  • Wilayat al-Faqih
آلوسی، ‌‌‌سیدمحمود. (1415ق). روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی. بیروت: دارالکتب العلمیة.
ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق). (1417ق). الأمالی. قم: مؤسسه بعثت.  
اردبیلی، احمد بن محمد (مقدس اردبیلی). (14۰3ق). مجمع الفائدة و البرهان. قم: دفتر انتشارات اسلامی.  
انصاری، حمید. (1387‌‌‌). «مبانی فقهی دیدگاه امام خمینی& در اعتبار ملاک مصلحت در فقه سیاسی اسلام و ضرورت تدوین فقه المصلحة». پژوهشنامه متین، 10(38).  صص 1-38
انصاری، مرتضی. (1415ق). المکاسب. قم: کنگره جهانی شیخ انصاری.  
انصاری، مرتضی. (1415ق). فرائد الأصول. قم: کنگره جهانی شیخ انصاری.  
حر عاملی، محمد بن حسن. (14۰9ق). وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة. قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام.  
حلی، حسن بن یوسف (علامه حلی). (1413ق). قواعد الأحکام فی معرفة الحلال و الحرام. قم: مؤسسه نشر اسلامی.  
حلی، حسن بن یوسف (علامه حلی). (1413ق). مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة. قم: مؤسسه نشر اسلامی.  
خمینی، روح‌الله. (1378‌‌‌). صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
خمینی، روح‌الله. (1389‌‌‌). ولایت فقیه (حکومت اسلامی). تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
خمینی، روح‌الله. (14۰8ق). تحریر الوسیلة. قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.  
خوئی، ‌‌‌سیدابوالقاسم. (14۰7ق). مصباح الأصول. قم: مؤسسه امام خوئی.  
خوئی، ‌‌‌سیدابوالقاسم. (بی‌تا). التنقیح فی شرح العروة الوثقی. قم: مؤسسه احیاء آثار امام خوئی.  
رازی، محمد بن عمر (فخر رازی). (142۰ق). مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر). بیروت: دار إحیاء التراث العربی.  
شاهرودی، ‌‌‌سیدمحمود. (1387‌‌‌). فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت^. قم: مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی.
صدر، محمدباقر. (142۰ق). دروس فی علم الأصول. قم: مرکز الأبحاث و الدراسات التخصصیة للشهید الصدر.  
صرامی، سیف‌الله. (138۰). احکام حکومتی و مصلحت. تهران: نشر عبیر.  
صرامی، سیف‌الله. (138۰). منابع قانونگذاری در حکومت اسلامی. قم: انتشارات بوستان کتاب.  
طباطبایی، ‌‌‌سیدمحمدحسین. (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی.  
طوسی، محمد بن حسن. (1387ق). المبسوط فی فقه الإمامیة. تهران: المکتبة المرتضویة.  
طوسی، محمد بن حسن. (1417ق). الخلاف. قم: مؤسسه النشر الإسلامی.  
طوسی، محمد بن حسن. (بی‌تا). النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی. قم: مؤسسه النشر الإسلامی.  
عاملی، زین‌الدین بن علی. (1413ق). مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام. قم: مؤسسه المعارف الإسلامیة.  
فرهنگنامه اصول فقه. (1389‌‌‌). قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.  
مجلسی‌، محمدباقر‌، (14۰3ق). بحار الأنوار. بیروت: مؤسسه الوفاء.  
محقق حلی، جعفر بن حسن. (1413ق). شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام. قم: مؤسسه اسماعیلیان.  
مرتضوی، ‌‌‌سیدضیاء. (بی‌تا). بررسی فقهی حفظ نظام و مسائل آن. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.  
مصطفوی، حسن. (1389‌‌‌). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.  
مظفر، محمدرضا. (1378ق). أصول الفقه. قم: انتشارات اسلامی.  
نجفی، محمدحسن. (1362‌‌‌). جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام. تهران: دارالکتب الإسلامیة.